فرشاد حسینی فر

سال های متمادی است که شعارسال ازسوی مقام معظم رهبری*دامت عزه* با هدف توجه بخشی قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی به  موضوع  اقتصاد  ، یا رویکرد اقتصادی  نام گذاری می شود. یعنی مدیران ارشد ، عالی و میانی کشور می بایست هنگام قانون گذاری ، برنامه ریزی ، اجرا ، نظارت ، پیشگیری و  قضاوت نگاهشان به اقتصاد و زیرشاخه های آن باشد تا در نهایت  مجموعه یِ جهت گیری ها و اقدامات منجر به تولید، اشتغال، سازندگی، رونق بازار، خودکفایی، رفاه، عمران، آبادانی و توسعه گردد.در  یک بررسی عینی  در حال حاضر  شاهد هستیم دغدغه و مشکل  اکثریت مراجعه کنندگان به دفتر نمایندگان مجلس ، فرمانداری ها و حتی ائمه جمعه  مشکل اقتصادی و بیکاری است . با لحاظ تلاش های صورت گرفته اما نرخ بیکاری در استان گیلان همچنان بالاست و به نظر می رسد آمارهای ارائه شده از سوی مقام های مسئول  با واقعیت ها فاصله دارد . بهره وری منابع انسانی در استان ناچیز و تمایل به مهاجرت به شهرهای بزرگ کشور و حتی کشورهای خارجی با ضریب امنیت پایین و ریسک بالا  در پذیرش و اقامت افزایش یافته است و چالش اساسی دولت  و کشور  بیشتر در عرصه اقتصادی و موضوع اشتغال است ؛ با این توضیح باید گفت  گیلان لزوما به مدیریتی دانشمند در حوزه اقتصاد، کارآمد ، با تجربه ، بانشاط و میدانی نیاز دارد که نه در شعار ، بلکه در عمل برنامه های اقتصادی و صنعتی شفاف و قابل اجرا داشته باشد. در این راستا و در آستانه ی انتصاب استاندر گیلان  می گویم: هادی حق شناس  از یک سو با سابقه سه دهه فعالیت آموزشی، مطالعاتی و پژوهشی،شناخت کاملی از اقتصاد ایران  و چالش ها و فرصت های آن دارد که یادداشت ها ، مصاحبه ها و مقالات بی شمار وی در خصوص تجارت داخلی و خارجی، خودرو، ارز، بنگاه های اقتصادی، مؤسسات پولی، ساختار اداری مالی کشور، توسعه، بیکاری، نفت،مسکن و …. بیان گر این واقعیت است و از سوی دیگر با سابقه حضور در هیأت رئیسه کمسیون برنامه بودجه و محاسبات و تلفیقِ مجلس تجربه طراحی و برنامه ریزی خرد و کلان اقتصادی و آشنایی کامل با اعداد و ارقام و آمار واقعی کشور  را دارد و در یک کلام نحوه تصویب و تخصیص بودجه را بلد است و  به زیر و بم چگونگی گرفتن اعتبار و  پول از مجلس و دولت اشراف کامل دارد .
همچنین می توان به نقش سازمان بنادر و دریانوردی در اقتصاد ایران اشاره کرد و این طور گفت که  جایگاه اداره کل بنادر در گیلان ، مازندران و خوزستان در حوزه اشتغال زایی و رونق اقتصادی، توسعه و عمران شهری و منطقه ای  کاملا مبرهن است که از این جهت نیز هادی حق شناس با حضور مستمر و مفید در رأس ادارات کل بنادر جنوب و شمال کشور تجربه گرانی کسب نموده است  که به طور ویژه می توان از تدبیر و ممارست ایشان در دوران مسؤولیت در اداره کل بنادر گیلان که موجب تغییرات شگرف و اثر گذار در اقتصاد استان و منطقه  شد یاد نمود. عضویت در هِأت مدیره منطقه آزادانزلی و  متعاقبا” در فراکسیون مناطق آزاد مجلس،عضویت در هیأت مدیره مجتمع کشتی سازی و صنایع فراساحل ایران(ایزوایکو)،معاونت توسعه مدیریت سازمان بنادر و دریانوردی کشور و سپس معاونت امور دریایی آن سازمان، حق شناس را تبدیل به یک اقتصاد دانِ عملگرا نموده است که تنها به کرسی های دانشگاهی و  نظریه پردازی اقتصادی بسنده نکرده است.
همه ی این چند شاهدمثال حول محور اقتصاد و لزوم انتصاب یک استاندار با ویژگی ها  واقعی برای گیلان نوشته شد ورنه می توان گفت دکترهادی حق شناس  که  اهل رسانه او را  یکی از باسوادترین افراد حلقه مدیریت اجرایی و نظارتی استان در دو دهه اخیر  می دانند ،  که البته چند سالی است به حلقه بزر‌گ‌تر مدیریت ملی پیوسته ، در سیزده سالگی به جبهه اعزام شد  ، بدون سهمیه در دانشگاه علم و صنعت پذیرفته و فارغ التحصیل شد و از سهمیه نمایندگی نیز برای ادامه تحصیل استفاده نکرد، با کمتر از سی سال سن با حکم مرحوم دادمان مدیرکل شد ، با سی و شش سال سن وارد مجلس شورای اسلامی شد و اکنون که شش ماه از نیم قرن عمرش می گذرد می تواند همه ی تجارب و دانش خودد را برای گیلان به کار ببندد.
 نگارنده  در سال ۱۳۸۳ شاهد بود که در جریان سفر مهندس علی محمد بشارتی،وزیرکشور دولت اول سازندگی به گیلان  پس از مصاحبت و  بازدید از پروژه های شهرستان ، اذعان داشتند: آقای حق شناس  اگر در دوران وزارت من بودید؛ حتما شما را به عنوان استاندار انتخاب می کردم و همچنین است مشاهدات بنده  طی دیدار ها و گفتگو ها در تصدیق تأیید شخصیت علمی و اجرایی دکتر حق شناس  از سوی مرحوم آیت الله هاشمی در سال های  ۸۴  و ۹۳ ،دکترروحانی در سال ۸۵ و پرویزفتاح و سردارفدوی و …
اعتقادات قلبی و راسخ حق شناس به مبانی انقلاب و میراث امام راحل و پایبندی به آداب دینی و حضور مستمر در نمازجمعه ی او  که همراه است با تعامل و ارتباط کم نظیر با رسانه ها و واگذاری مسؤولیت به جوان ها  و بانوان و توجه به شایسته سالاری به جای فامیل سالاری و  روحیه یِ ساده زیستی وی قابل لمس و مشاهده بوده و در رزمه ایشان موجود است. از یک سو خود را ملزم و مکلف به نماز اول وقت(در هرمکان و شرایطی) می داند و از یک سو به خواندن مجلات علمی معتبر دنیا و  مقالات isi نیز مراقبت دائم دارد. اجمالا  دولت در آستانه آزمونی سخت قرار گرفته ، چرا که اصلاح طلبان و حامیان حسن روحانی با معرفی حق شناس حجت را بر دولت تمام کرده اند و خبرهای موثقی نیز از ابراز تمایل به همکاری آیت الله قربانی با حق شناس و حمایت مجمع نمایندگان و حتی جمعی از اصولگرایان میانه رو از وی به گوش می رسد که البته به شرط تأیید و نظر موافق نوبخت به ثمر خواهد نشست.
باید دید واقعاًدکترنوبخت، سالاری را به یک گزینه بومی فوق تخصص و کارآزموده ترجیح می دهد؟
و آیا پیام حامیان دولت در گیلان به روحانی رسیده است؟

در پایان  جهت حسن ختام و انعکاس ذره ای از تفکرات این فرزند پرافتخار دیار باران ، بخشی از مصاحبه ایشان با  مجتبی پورمحسن که ۲/۹/۱۳۹۴ در روزنامه  اعتماد ویژه گیلان با موضوع  “گفت و گو با دکتر هادی حق‌شناس درباره شاخص‌ها و مسیر توسعه گیلان” منتشر شد، تقدیم می گردد:

* معمولاً همیشه انسان به دنبال گمشده است وقتی هم که پیدا کرد دیگر بحثی ندارد. توسعه هم جزو گمشده‌های مردم گیلان است، از این منظر که شاید از ده‌ها سال قبل خودشان را محقق توسعه می‌دانستند. در طبقه‌ی هم‌کف برج آزادی که مربوط به قبل از انقلاب است نقشه‌ی استان‌های مختلف موجود است. سی و هفت سال قبل که کشور ۱۶ استان بیشتر نداشت، گیلان جزو پنج استان اول کشور از نظر صنعت بود. وقتی چنین خاطره خوشی در ذهن مردم گیلان وجود دارد طبیعی است که چنین انتظاری وجود داشته باشد‌، به‌خصوص این‌که بخشی از صنایع اولین بار از گیلان وارد کشور شدند
* در تمام دنیا متوسط بهره هوشی آدم‌ها نزدیک به هم است، همه شبیه هم هستیم، اما یک جایی در دنیا از منابع درست استفاده می‌کنند یک جایی نه. گیلان از جمله جاهایی است که از منابع انسانی‌اش به درستی استفاده نکرده است.ولی پتانسیل‌اش را دارد.
* تورم در ژاپن منفی است. نخست وزیری که انتخاب شده بود، در پارلمان تعهد داده بود که این تورم منفی را مثبت خواهد کرد و چون نتوانست، استعفا داد و از سیستم خارج شد. خیلی ساده! در دنیا سیستم آن‌چنان قوی است که خودش خیلی راحت کسی را که به تعهدش عمل نکند، پس می‌زند. اما در ایران یکی از اشکالات اساسی ما این است که در دوره‌های مختلف شخصی می‌آید تعهد می‌دهد، آن را اجرا هم نمی‌کند، ولی باز هم هست. به همین دلیل ما به توسعه دست پیدا نمی‌کنیم.
* گرچه داشتن آدم‌های مهم در دولت می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور توسعه را تقویت کند. ولی اگر در دولت هم آدم داشته باشیم اما برنامه‌ای نداشته باشیم، یا تقاضایی نباشد، طبیعی است که اتفاقی نیفتد. مثلاً دولت‌های مختلف به استان‌ها سفر می‌کنند و این سفرها دستاوردهای توسعه‌ای بسیاری برای آن استان‌ها داشته، آیا من نمی‌توانم همان دستاوردها را برای استان خودم داشته باشم؟

 فرشاد حسینی فر