بحران-واقعی-در-پر-باران-ترین-شهر-جهان

پرسشی دیرینه اما به روز

موج شکن انزلی /  در تمامی بحران های منطقه ای یا فراگیر همیشه گروهی تحت عنوان مدیران بحران در منطقه مورد نظر، شامل مدیران ارشد شهری و استانی در ادارات ذیربط تشکیل و بحران را از ابتدا تا انتها مدیریت میکنند.
این شاکله در ایران جایگاه خاصی پیدا کرده که عموما به دلیل بالا بودن تعداد این اتفاقات بر حسب  کیفیت و کمیت بحران های ایجاد شده از قبیل سیل ، زمین لرزه ، طوفان ، رانش زمین و موارد متعدد دیگر تعداد و درجات مدیران منتخب تغییر میکند.
اما هرچه زمان میگذرد بر تعداد این حوادث اضافه میشود . نه به این دلیل که تعداد بحران ها و حوادث غیر مترقبه زیاد باشد که اصولا هم چنین نیست بلکه  زیر ساخت های اشتباه و بدون مطالعه علمی ، هر اتفاق کوچکی را  ناگهان به بحرانی فراگیر تبدیل میکند.
برای مثال در مناطق برفگیر و سرد سیر جهان معمولا بارش برف در اکثر ماه های سال وجود دارد. در بسیاری از شهر های شمالی ایران از جمله شهرهای استان گیلان بالاخص شهرستان بندر انزلی از سالها پیش دوره های بازگشت بارش برف سنگین وجود داشته و آمار آن نیز موجود است . اما با گذشت بیش از سه دهه از آخرین برف سنگین بر خلاف ساخت و ساز بومی انزلی بارش برف سنگین در سالهای ۸۶ و ۹۲ باعث ایجاد بحرانی فراگیر گردید. در این بحران مشکلات بزرگ در زیر ساخت های سیستم حمل و نقل ، نحوه تغییر سبک ساخت و ساز شهری آنهم به روشی اشتباه در طراحی و ساخت سازه های شهری ، اداری و صنعتی چنان زندگی را در شهر مختل کرد که ستاد بحران تشکیل گردید .
معمولا در چنین مواقعی مدیریت بحران دقیقا به دلیل عدم مدیریت درست زیر ساخت ها ایجاد و در مسیر انجام وظایف ستادی خود باعث تخریب شدید در همان زیر ساخت های معیوب شده که بعد از فروکش کردن بحران ناچار به تعمیر آنها  میباشد. و این خود معضلی دوباره است. بنابراین دیگر هیچ فرصتی برای بهبود شرایط و تغییر مسیر اشتباه نخواهد بود.
با این اوصاف میتوان به وضوح پدیده « بحران مدیریت به جای مدیریت بحران» را در سطوح کلی شهر ملاحظه کرد.

اما سوال اساسی اینجاست؟! اگر نخواهیم هر بار مثل همیشه گلایه از شرایط کرده و راهکاری ارایه دهیم چه باید کرد ؟!
در روز های اخیر اتفاق عجیبی رخ داد، شهری مثل انزلی که از دو سمت ، یک طرف به تالاب و طرف دیگر دریای خزر راه دارد میزبان توده باران زای حدود یک هفته ای شد.  مهمانی که ماه ها برای میزبانیش انتظار کشیدیم، با توجه به خشک سالیهای اخیر و کاهش قابل ملاحظه آب های سطحی و عمقی در کانال های آب بر استان میبایست این پدیده نه تنها یک حادثه غیر مترقبه نباشد بلکه به نظر نعمت الهی می آید که متاسفانه تبدیل به فاجعه شد. از نظر علمی شاید بتوان امواج سهمگین دریا را برای شهری درکنار دریا خطرناک دانست اما بارندگی و بالا زدن آب در سطح شهر از کانال ها و لوله های فاضلاب چیزی شبیه یک لطیفه است. تالاب انزلی با خطر خشک شدن مواجه است اما به هیچ وجه کمکی در تخلیه آب باران نکرد. جالب تر اینکه در خیلی از مکانهای شهر سطح آب جمع شده بالاتر از سطح دریا بوده و تخلیه آن به هیچ وجه امکان پذیر نبود.
حال بررسی شرایط موجود می تواند گذرگاه های تاریک این معما را تا حدی روشن کند.

بندر انزلی شهریست ساحلی با بستری ماسه ای است، لذا میبایست این بستر ماسه ای بتواند آب های سطحی را به آب میانه و نهایتا به دریا و تالاب راهنمایی کند. زیر ساخت های شهری انزلی مثل خیلی از شهر های ساحلی در اروپا از سنگفرش بوده که خود باعث نفوذ آب های سطحی به لایه های میانی می شده است اما امروزه تمام خیابانهای شهر از پوشش آسفالت پر شده که مانند یک سطح عایق انزلی را به استخری بزرگ تبدیل کرده، کانیوو ها و کانال های آب بر، تنها راه حل این سیستم راه سازی می باشند که در طول فصل های خشک به دلایل متنوع این کانالها مسدود و از کاربری خواهند افتاد ، لذا با شروع فصل بارندگی خصوصا بارندگی های فصلی که عموما شدید و با اصطلاح رگباری هستند تمام کانیوو ها و کانالها از حیز انتفاع خواهند افتاد و همان اتفاقی میافتد که افتاد.
از همه مهمتر این که در چنین سیستمی نزولات آسمانی که نعمتی الهی می باشد به ناچار وارد سیستم کانال های خروجی شده که اکثرا با کانال های فاضلاب شهری یکی شده و وارد دریا می شوند . نمیتوان هیچ توجیهی برای چنین اشتباه ساختاری یافت مگر تغییر اساسی در این سیستم.
اما در مورد حوادثی که اخیرا اتفاق افتاد نیز میتوان تحلیل درستی داشت و راه حلی اتخاذ کرد .
همانطور که دیده شد در بارندگی های اخیر تمام نگاه ها به سوی شورای جدید التاسیس شهرستان انزلی دوخته شده بود و از تمام جهات اعضای شورا به باد انتقاد گرفته شدند و در این میان اعضای شورای شهر با کنار گذاشتن پست مدیریت شهری در بالا ترین مجمع تصمیات شهری به خیابانها رفته و با چکمه و چتر و بیل و کلنگ به همراه کارگران شهرداری بار ها عکس گرفتند و در تمام سایتها اعلام کردند که ما در کنار مردم هستیم . جدا از این امر که در کنار مردم بودن اتفاق بسیار فرخنده ایست و حکایت از همدردی مدیران شهری با مردم دارد لذا این اشتباهی فاحش بوده و انتظاری دیگر از مدیران ارشد شهرستان میرفت .
بدوا با توجه به ساختار اشتباه شهرستان و تازه  و دگرگون بودن ساختار شورای شهر به هیچ وجه این شورا مقصر در اتفاق نبوده اما در این که عملکرد این مدیران دارای اشکال است شکی نیست .

از دیدگاه مدیریتی تنها در سه حالت یک مدیر به همراه گروه اجرایی دست به ابزار   می شود :
– عدم کارایی و توانمندی مدیر در بکارگیری نیرو های اجرایی
– نبود علم مدیریت در ساز و کار فکری مدیر
– حرکات پوپولیستی

این مقاله سعی دارد نیمه پر لیوان و مورد یک را ببیند، زیرا مورد شماره دو نشان از انتخاب اشتباه مردم دارد که اصولا برای نتیجه گیری زمان زیادی نگذشته و شماره سه نشانه پوپولیست بودن اعضا است که به نظر هردو در این مقوله جایی ندارند. از نظر نویسنده اعضای محترم شورای شهر میبایست توانمندی مدیریتی خود را در استفاده از ابزار های اجرایی شهرداری و دیگر ارگانها و سازمانهای اجرایی شهر بالا برده تا در مواقع خاص و حتی عادی بتوانند از این نیرو ها استفاده بهینه کنند . برای مثال اگر یک اتفاق یا حادثه غیر مترقبه به شکلی فراگیر حادث شود و رسیدن اعضای شورای شهر به محل حادثه غیر ممکن باشد چگونه می توان ابزار اجرایی منطقه را به نفع مردم و برای باز شدن گره های ایجاد شده استفاده کرد ؟ نمیتوان مگر با مدیریت .
مدیریت از راه دور امروزه از به روز ترین ابزار های مدیریتیست.  در دورانی که با تله کنفرانس از کشوری به کشور دیگر بوسیله پهباد های حساس به گرما در مناطق زلزله زده که رفتن انسان در آنها غیر ممکن است و یافتن انسان های زنده ، یا نفوذ به باریک ترین مسیر ها با انواع ربات های زنده یاب و … در حوادث غیر مترقبه استفاده میشود ، باز کردن راه آب توسط اعضای شورای شهر آنهم با بیل و کلنگ در شان مدیران ارشد شهری نیست. به جای ساختن خیلی از سازه های بی مصرف و گاهی غیر علمی در ورودی و خروجی شهر آنهم با قیمت های نجومی‼️ می شد شهر را به تجهیزات ساده ای مجهز نمود که در اتفاقات و بحران ها دستمایه خنده یا انتقاد دور و نزدیک نشویم.
حال مساله ای که باید حل شود این است که چگونه میتوان این تاسیسات زیر بنایی را اصلاح کرد تا در آینده هر اتفاق طبیعی ساده ای این چنین چهره شهر را دگرگون نساخته و فرآیند زندگی را فلج ننماید.
نویسنده در این متن سعی دارد بدون پرداختن به جریانهای سیاسی معضلات موجود در ساختار شهری را مورد بررسی قرار دهد . در متن های بعدی در مورد راه کار های موجود علمی باز هم مقالاتی ارایه خواهد شد .

سامک صفایی