hesa

خاطره ای از مهندس ایرج حسابی در کتاب « استاد عشق » :
پدر همیشه در سفرهایشان (به خارج از کشور) ساکی مخصوص با خود داشتند . در کف ساک نایلونی انداخته بودند ، گونه های گیاهی را که ویژگی یا زیبایی خاصی داشت ، و در ایران یافت نمی شد ، با خاکش در آن ساک می گذاشتند و می آوردند تا در باغچه ی خانه بکارند .
جا دارد به یک سوغات داخل کشور اشاره کنم ، روزی که من و مادر و خواهرم و پدر ، به بندر انزلی رفته بودیم . مهمان آقای عابدی و دکتر فرشاد بودیم که از همکاران پدر در دانشکده ی علوم بودند برادر آقای عابدی که در بندر انزلی زندگی میکرد ، روزی ما را با قایق به تالاب انزلی برد . وقتی از میان نیلوفرها عبور می کردیم ، پدرم پرسیدند :
– آیا می شود نمونه ای از نیلوفرهای تالاب را به تهران برد؟
آقای عابدی بلافاصله به داخل تالاب شیرجه ای زد و از ته تالاب ، چند ساقه نیلوفر آبی را با ریشه بیرون کشید ، و دست پدرم داد .

پدرم آن ها را در شیشه ی آبی گذاشتند و دور دهانه ی شیشه رابا پارچه ای به دقت بستند ، و آن را به تهران آوردند .

بعد آن ها را داخل گلدان هایی کاشتند و گلدان ها را در کف حوض قرار دادند . نیلوفرهای آبی بعدها ریشه کردند ، و الان بیش از ۴۵ سال است که حوض خانه ی ما ، پر از نیلوفرهای آبی بسیار زیباست .

1111